دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

67

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

اسماعيل دوم روزگار ماهيت انفجارآميز سياست داخلى امپراتورى صفوى فرارسيد . اين انفجار نه‌فقط بر سر تعيين جانشينى ، بلكه بيشتر از دشمنىها و مخالفتهايى برخاسته بود كه در بين مخاصمان حاكم بود . اين مسأله ، مسأله درگيرى بين علائق گوناگون متمركز در دو مدعى سلطنت نبود ، بلكه حتى در حد وسيعى ، كشمكش بين تركمانان و غيرتركمانان بود . مسلما اين تصوير در نظر اول چندان صريح و روشن نمىنمايد . در يك طرف شاهزاده حيدر قرار داشت كه قبيله تركمان استاجلو و بيشتر رهبران چركسى دربار همراه و حامى او بودند ؛ در طرف ديگر شاهزاده اسماعيل بود كه هنوز اسير قلعه قهقهه بود و گروهى به رهبرى پريخان خانم و عموى چركسى او شمخال خان و نيز تمام قبايل تركمان غير از استاجلو او را همراهى مىكردند . شاهزاده حيدر خويشتن را جانشين طهماسپ مىپنداشت كه از طرف او منصوب شده بود . بخت با او چندان يار نبود كه حتى به قدرت دست يابد : ديرى برنيامد كه به دست مخالفان خود افتاد و به قتل رسيد . پس از آن فرصت براى برادر او فراهم آمد تا با عنوان اسماعيل دوم به سلطنت برسد . هيجده ماه سلطنت اسماعيل دوم دوره‌اى از وحشت و آدم‌كشى بود كه حتى با معيارهاى شرقى نيز همخوانى نداشت . اگر گروهى كه بر سر جانشينى بازنده بودند مورد انتقام گروه پيروزمند قرار مىگرفتند ، جاى شگفتى نبود . آنچه بيشتر نظرگير بود بيرحمى و قساوت فوق‌العاده اسماعيل دوم در نابودسازى برادرانش بود . فقط يكى از آنها يعنى محمد خدابنده تقريبا نابينا جان سالم بدر برد ، آن هم فقط به اين دليل كه اسماعيل قبل از اجراى حكمش ، رخت به سراى باقى كشيد . امّا دليل اين جور و بيداد را استعمال مواد مخدر در ايام طولانى اسارت اسماعيل دانسته‌اند كه هنگام به قدرت رسيدن در آستانهء جنون قرار داشت و پس از آن جفاكارى و بدگمانى و كج‌خياليش را در رفتار با اطرافيان بروز داد . اين تفسير بعيد نيست كه قرين واقعيت باشد ؛ ولى باز بعيد نيست كه الگوى وى در اين نوع رفتارها ، دربار عثمانى بوده باشد كه در اين روزگار پس از تجاربى تلخ ، شاهزادگان « زائد » بطور منظم نابود مىشدند تا خطر بلقوه براى حكومت شاهزادهء حاكم منتفى گردد « 1 » . گمان مىرود كه اسماعيل جنگهاى سابق خود را با عثمانيان در خاطر داشته و در روزگار اسارت تحولات امپراتورى عثمانى را دنبال مىكرده است . حتى مىدانيم كه در قلعه

--> ( 1 ) - نگاه كنيد به : ف . گيزه ، MOG " Das Seniorat im Osmanischen Herrscherchause " ، جلد 2 ( 6 - 21923 ) صص 56 - 248 ؛ اينكه دربار ايران دقيقا با اين اعمال امپراتورى عثمانى آشنا و در جريان آن بوده از اشاره سام ميرزا در تحفه سامى ، چاپ همايون فرخ ( تهران ، 1347 / 1969 ) ، ص 25 معلوم مىشود .